وقتی تنیس از زندگی، اشک‌ها و لبخندها می‌گوید

خبرگزاری ایرنا :

شهروند اَشه (Citizen Ashe) عنوان فیلم مستندی محصول مشترک آمریکا و بریتانیا است که امسال در بخش فیلم‌های بلند مسابقه بین‌الملل پانزدهمین جشنواره فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» حضور دارد.

این فیلم مستند، روایتگر زندگی آرتور اَش (به انگلیسی: Arthur Robert Ashe, Jr) (زاده ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۳ – درگذشته ۶ فوریه ۱۹۹۳) اولین تنیسور سیاه پوست ایالات متحده آمریکاست که در دوران بازی خود سه بار عنوان مسابقات بزرگ جهانی تنیس، مشهور به گرنداسلم، را برده است؛ نگاهی به تاریخ تولد اَش (۱۹۴۳) و سال‌های بالندگی وی به عنوان یک بازیکن برجسته تنیس، گویای اهمیت زندگی حرفه ای اوست.

برای سیاه پوستان در سال‌هایی که حتی زندگی در شرایطی به شدت نابرابر، بی عدالت و نژادپرستانه رقم می خورد، رشد و ظهور یک تنیسور از این میان سیاه پوستان آنقدر موضوعی عجیب بود که خود آمریکایی ها هم آن را باور نمی‌کردند؛ همچنان که در این فیلم هم از زبان اَش و هم دیگران این گونه گفته می‌شود که تا چه اندازه حضور وی به عنوان اولین تنیسور در موقعیت هایی چون تیم دانشگاه یو.سی.ال.ای عجیب و باورنکردنی بوده است.

تنیس ورزش ارزانی نیست، هرگز هم نبوده است؛ علاوه بر تاریخچه آن که در میان اشراف زادگان شروع شده، حتی امروز هنوز هم به دلیل تجهیزات گران‌قیمت و زمین مناسبی که برای انجام این ورزش مورد نیاز است، آن را به عنوان یکی از ورزش‌های گران‌قیمت می شناسند.  

دیدن مستند شهروند اَشه (Citizen Ashe) از آن رو حائز اهمیت و در خورد تماشاست که در آن مخاطب صرفا نه با زندگی یه تنیسور حرفه ای که در تمام زندگی اش برای موفق بودن و دیده شدن می جنگد (که خود همین مولفه ارزش تماشای اثری الهام بخش را به تنهایی دارد) روبروست بلکه در آن تاریخی تصویری از مبارزات سیاهان برای برخورداری از زندگی برابر و تلخی‌ها و زشتی‌های فرهنگ آمریکایی در مواجهه با سیاه پوستان را مشاهده می کند.

روایت زندگی آرتور اَش به رغم تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های چشم گیری که به دست آورده است؛ در نوع خود یک تراژدی است. سیاهپوستی که در سال‌های زندگی همواره با تبعیض های مختلف روبرو بوده و هم از انفعال و هم از منفعل بودن خود (مانند جریانی که در دوره دانشجویی خود در دانشگاه یو.سی.ال.ای دید که در آن به دانشجویان سیاه حمله شد و آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و به دلیل محافظه کاری و عدم به خطر افتادن موقعیت ورزشی خود چیزی نگفت) غمگین شده است و پس از آن در مدت زمانی کوتاه، حمله قلبی، بازنشستگی از ورزش حرفه‌ای و دچارشدن به بیماری ایدز به دلیل دریافت خون آلوده و مرگ را از سر می گذراند.

در حقیقت تراژدی دهه انتهایی زندگی اَش شاید بیش از همه غم انگیز باشد؛ فردی که تمام زندگی اش ورزش کرد و انسانی سالم بود در چهل سالگی و به واسطه یک عمل قلب باز به دلیل دریافت خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد و یک دهه بعد بر اثر همین بیماری جان خود را از دست داد.

داستانک معروفی از وی هست که شاید توضیح و تفسیر مختصر و مفیدی از شخصیت آرام و انسانیت وی باشد.

در طول بیماری اش طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش  می‌فرستادند؛

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: “چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟”

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:

در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند. حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.

از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند؛ پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.

پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند. چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دو نفر به مسابقات نهایی.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که “خدایا چرا من؟ و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :”چرا من؟ “

همانگونه که اوباما در انتهای این فیلم می‌گوید: آرتور اَش یک الگوی قابل اعتنا و قابل تامل است. انسانی که هم در مبارزات آزادی خواهانه سیاه پوستان، هم به عنوان یک فعال اجتماعی که در مورد بیماری ایدز آگاه سازی و روشن‌گری می‌کرد و هم به عنوان یک انگیزه برای همه کسانی که در یک موقعیت نابرابر متولد می‌شوند اما تلاش‌های فردی و پشتکارشان آنان را به جایگاه اجتماعی والایی می رساند، الگو و نمونه است.

همانگونه که در این فیلم گفته می‌شود اَش از ورزش حرفه ای خود برای نمایش عقایدش بهره گرفت؛ کاری که اگرچه امروز بسیاری از ورزشکاران (در درون و بیرون از میادین ورزش حرفه ای) انجام می‌دهند اما اهمیت کار اَش به دلیل ماهیت زمانی و مکانی کنشگری اوست. اَش را می توان نسل پیشین و الهام بخش ورزشکاران حرفه ای امروز دانست که در زمانی که ورزش لزوما و صرفا ورزش بود آن را تبدیل به دست آویزی برای سخن گفتن از موضوعات دیگری کرد.

شاید مشاهده یک تاریخچه تصویری از جنبش سیاهان و تغییر آرام اما موثر شرایط زندگی سیاه پوستان آمریکا (و جهان) برای عده ای جذاب و دنبال کننده اما برای مخاطبانی دیگر فرایندی خسته کننده باشد اما انتخاب یک قالب جذاب همانند ورزش تنیس به عنوان پس زمینه داستان قطعا دنبال کردن چنین داستانی را لذت بخش می سازد. شیوه ای که شاید بتوان گفت به یاری آن می توان از موضوعی (شاید) خسته کننده حرف زد اما مخاطب را خسته نکرد.

در نهایت تماشای مستند شهروند اَشه (Citizen Ashe) برای تمام مخاطبانی که به تاریخ آمریکا، تاریخ جنبش سیاه پوستان، تماشای سبک زندگی و روزگار در دهه های ۶۰ تا ۹۰ علاقمند هستند، قاب تصویری مطلوبی خواهد بود.

وقتی تنیس از زندگی، اشک‌ها و لبخندها می‌گوید